


نه توانیست که از کوچه یارم گذرم
نه صبوری است که از دیدن او درگذرم
نه نشانی زوفاداری او می بینم
نه قراری است مرا که از غم او دربدرم
چه کنم چاره ندانم که خلاصی یابم
مانده ام بی سر و سامان که رفته ز برم
حاش لله که کسی باور ش از او بشود
این همه جور که از آن لعبت زیبا ببرم
هر چه من می کشم از دست دل خویش کشم
چون ز خویش است شکایت به که از دل ببرم
عاقبت عشق مرا دربدر و مفلس کرد
لیک راضی نشود دست بدارد ز سرم
شهریارا اثر عشق بگو با نامی
پدر عشق بسوزد که در آورد پدرم
به این وبلاگ خوش آمدید امیدوارم خوشتون بیاد...
نظرم یادتون نره
راز عشق
عشق یعنی لحظهای التهاب
عشق یعنی لحظهای ناب ناب
عشق یعنی همچون شیدا شدن
عشق یعنی قطره و دریا شدن
عشق یعنی دیده بر در دوختن
عشق یعنی در فراقش سوختن
از یه عاشق دل سوخته
به این وبلاگ خوش آمدید امیدوارم خوشتون بیاد...
نظرم یادتون نره
از آتش پرسیدم عشق چیست؟ گفت از من سوزان تر
از گل پرسیدم عشق چیست؟ گفت از من زیباتر
از شمع پرسیدم عشق چیست؟ گفت از من فداکارتر
از محبت پرسیدم عشق چیست؟ گفت از من با محبت تر
از پروانه پرسیدم عشق چیست؟ گفت بابالهای سوخته دور شمع چرخیدن
از دریا پرسیدم عشق چیست؟ گفت خشکیدن...
از خود عشق پرسیدم تو چیستی؟ گفت ره رو دو نگاه

باز امشب آسمان دلم گرفته
آسمان دلم پشت سیاهی شب خفته
تا کی باید منتظر تک ستاره دلم باشم
کاش میدانستی که چقدر دلم برایت تنگ شده
هر شب کنار پنجره دلم تنهایم
به انتظارت می نشینم

هيچ وقت از دوست داشتن انصراف نده
حتي اگر کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده
عشق را تجربه کن حتي اگر توش شکست بخوري
اينو بدون که اگر کسي وارد زندگيت شد و رفت
علاوه بر اينکه يه خاطره به جا ميذاره
ميتونه يه تجربه هم به جا بذاره
هر کس را که دوست داری به حال خود رهایش کن
اگر باز گشت بدان ازآن توست
و اگر باز نگشت بدان ازاول عشقه تو نبوده....
اگـر كليـد قلبي را نـداري قفلش نكن
اگر خداحافظي در راه است سلام نكن
اگر دستي را گرفتي رهايش نكن
دفتري که بسته شد ديگر بازش نکن
قلبي که شکسته شد ديگر نازش نکن
در گلستان قلبم به هر گل خوشبویی که رسیدم عاشق شدم
تو چه بودی که تو را دیدم و دیوانه شدم
در حسرت دیدار توآواره ترینم
هر چندکه تا منزل تو رهائی نیستم
ای دوست اگر جان طلبی جان به تو بخشم
از جان چه عزیز است بگو آن به تو بخشم
آخرین دیدار تو ، اولین غم است
خوشا آنکه دلدارش تو باشی
خوشا دردی که درمانش تو باشی
خوشا راهمی که پایانش تو باشی
خوشا ملکی که سلطانش تو باشی
هرگز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را
هرگز نمی گیرد کسی در قلب من جای تو را
دوستی رسم است
جدایی قانون
عشق را بايد حس كرد
عشق را بايد داشت
عشق را بايد ديد
عشق را بايد ستايش كرد
عشق را بايد مثل گل مراقبت كرد
عشق را بايد شناخت
عشق را بايد چون مرگ ترس داشت
عاشق كسي باشي حتي اگر سال ها هم نبينيش فراموشش نميكني
ولي اگر فرا موشش كردي تو عاشقش نبودي فقط بهش عادت كرده بودي
چون عشق چيزي نيست كه يك شبه بيايد ويك شبه برود و فراموش شود
اگه چشمات برسيد بگو نديدمش اگه گوشهات برسيد بگو نشنيدمش اگه دستات لرزيد بگو مال سرماست
اما اگه دلت لرزيد به خودت دروغ نگو دوسش داري


